مشاوردر اموربانکی زحق توفیق خدمت خواستم http://moshaverbank.mihanblog.com 2018-12-18T05:18:31+01:00 text/html 2011-11-21T13:10:28+01:00 moshaverbank.mihanblog.com ابوالفضل کیان مهر وظیفه من http://moshaverbank.mihanblog.com/post/9 <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN dir=ltr><FONT size=1 face=arial,helvetica,sans-serif></FONT></SPAN>&nbsp;</DIV> <DIV id=yui_3_2_0_1_1321880157796198 align=right> <DIV id=yui_3_2_0_1_1321880157796592> <DIV id=yui_3_2_0_1_1321880157796591> <DIV id=yui_3_2_0_1_1321880157796590> <DIV id=yui_3_2_0_1_1321880157796589> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl id=yui_3_2_0_1_1321880157796588><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><B id=yui_3_2_0_1_1321880157796587><SPAN style="BACKGROUND: rgb(255,255,64); COLOR: black; FONT-SIZE: 24pt" id=yui_3_2_0_1_1321880157796586 lang=AR-SA>دست نگه دارید !&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</SPAN></B><SPAN style="COLOR: black; FONT-SIZE: 24pt" dir=ltr></SPAN></FONT></FONT></DIV></DIV></DIV></DIV></DIV> <DIV id=yui_3_2_0_1_1321880157796197> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl id=yui_3_2_0_1_1321880157796196><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><B id=yui_3_2_0_1_1321880157796195><SPAN style="BACKGROUND: rgb(255,255,64)" id=yui_3_2_0_1_1321880157796194 lang=AR-SA>این کشتی دارد غرق می شود!</SPAN></B><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT></FONT></DIV></DIV></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN></SPAN></FONT></FONT>&nbsp;</DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl id=yui_3_2_0_1_1321880157796602 align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><B><SPAN lang=AR-SA>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN></B><B id=yui_3_2_0_1_1321880157796601><SPAN style="BACKGROUND: rgb(128,255,0); FONT-SIZE: 13.5pt" id=yui_3_2_0_1_1321880157796600 lang=AR-SA>دکتر محمد رضاسرگلزایی(روانپزشک)</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> </SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><SPAN dir=rtl></SPAN><B><SPAN lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT size=1 face=arial,helvetica,sans-serif>&nbsp;</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1 face=arial,helvetica,sans-serif> </FONT></SPAN></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl id=yui_3_2_0_1_1321880157796609 align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" id=yui_3_2_0_1_1321880157796608 lang=AR-SA>نمی دانم فیلم سینمایی«تایتانیک» را به خاطر دارید یا نه. در صحنه ای از این فیلم در حالی که کشتی عظیم تایتانیک در اثر برخورد با کوه یخ </SPAN><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" lang=AR-SA>دچار صدمه ی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند! آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می کردند و دقت می کردند که کیفیت کارشان تحت تاثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این سو و آن سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!</SPAN><SPAN lang=AR-SA> </SPAN></FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" lang=AR-SA>***</SPAN><SPAN lang=AR-SA> </SPAN></FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl id=yui_3_2_0_1_1321880157796615 align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" id=yui_3_2_0_1_1321880157796614 lang=AR-SA>نمی دانم کتاب«قلعه ی حیوانات» نوشته ی «جورج اورول» را خوانده اید یا نه. ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست. حیوانات دست به دستِ هم می شوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون می کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می گیرند. اولین کار آن ها پس از پیروزی انقلاب شان تنظیم عهد نامه ای ست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچ کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند اما چیزی نمی گذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام آرام عهدنامه را تغییر می دهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع می کند در این میان، اسبی در این مزرعه زندگی می کند به نام«باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است. حیوانات از او می خواهند کمک شان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما«باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد. شعار او این است:«من کار می کنم!» و احساس می کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد! گرچه«باکستر» می توانست از اتفاق وحشتناکی که در«قلعه ی حیوانات» رخ می داد جلوگیری کند چنان سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از«تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاح فروخت!</SPAN><SPAN lang=AR-SA> </SPAN></FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: center; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" lang=AR-SA>***</SPAN><SPAN lang=AR-SA> </SPAN></FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" lang=AR-SA>اولویت بندی</SPAN><B><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" lang=AR-SA> </SPAN></B><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" lang=AR-SA>از مهم ترین مهارت های زندگی ست. شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، در یک قایق در حال غرق شدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد. شما هرچقدر کشاورز قابلی باشید، در یک مزرعه ی در حال سوختن، سم پاشی و آفت زدایی در اولویت قرار ندارد. شما هر چقدر آرایشگر قابلی باشید. اصلاح کردن سر و صورت فردی که دچار حمله ی قلبی شده است و باید بلافاصله به بیمارستان انتقال یابد را عاقلانه نمی دانید.</SPAN><SPAN lang=AR-SA> </SPAN></FONT></FONT></DIV> <DIV style="TEXT-ALIGN: right; DIRECTION: rtl" dir=rtl align=right><FONT size=1><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><SPAN style="FONT-SIZE: 18pt" lang=AR-SA>«کارل مارکس» ، فیلسوف آلمانی، یکی از افسون های جامعه ی سرمایه داری را«تخصصی شدن» می داند. هرکس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می کند کل این جامعه به کدام سو حرکت می کند! باهوش ترین و سختکوش ترین آدم ها گرفتار الگوی «باکستر» می شوند و مثال کلان اجتماعی را ازیاد می برند آیا در جامعه ای که رسانه های فراگیر به آلوده کردن روان مردم مشغولند و هر روز میلیون ها نفر را بیمار می کنند، من باید فقط در مطب روان پزشکی ام بنشینم و وقتم را با ویزیت یکی یکی بیماران پر کنم؟! آیا این تنها وظیفه ی من است؟!</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN></FONT></FONT></DIV> <DIV align=right><FONT size=1 face=arial,helvetica,sans-serif></FONT>&nbsp;</DIV> text/html 2011-10-31T14:12:33+01:00 moshaverbank.mihanblog.com ابوالفضل کیان مهر با سلام و عرض ادب http://moshaverbank.mihanblog.com/post/5 <P>در مرحله آزمایشی</P>